سگ جانوری است که در اغلب فرهنگ های کهن از جمله
یهود و اسلام به عنوان موجودی پلید و منفور معرفی شده است . در اساطیر مصری سگ به
عنوان پیک میان بشر و جوکو ( خداوند ) برگزیده می شود و از طرف آدمیان مأموریت می
یابد که از خدا بخواهد تا مرگ را از جهانیان باز گیرد اما هنگامی که سگ با تأخیر
نزد جوکو می رسد در واقع کار از کار گذشته است و قورباغه پیام انسان را وارونه به
جوکو رسانده و او هم مرگ را بر جهانیان مقرر کرده است . به این ترتیب ، سهل انگاری
سگ موجب مرگ بشر گردید.
در اسلام
سگ مانند خوک نجس است و حتی سگ سیاه از شیاطین دانسته شده که باید او را کشت .
تنها سگ اصحاب کهف ( کهف : 22 ) از این قاعده مستثنا و هویت او میان مفسرین محل
اختلاف است . برخی او را سگ سخنگو و برخی ، انسانی به صورت سگ تو صیف کرده اند که
وفاداری او به مردان حق ، وی را به مرتبه انسانی رسانید .
در ایران
باستان ، سگ به عنوان جانوری فداکار و وفاشناس که موجب آسایش مردمان است از احترام
و گاه تقدس خاصی برخوردار است . به خصوص در وفاداریش داستان های رقت انگیزی در
ادبیات ایران و سایر ملل هست . آزردن و کشتن سگ در ایران گناهی بزرگ و موجب
کیفرهای متناسب بوده است .
مغان که از
دیگران برتر بودند همه ی جانوران را به دست خود می کشتند بجز سگ را که کشتن او نهی
شده بود . سگ در ردیف اسب و شتر و گوسفند مورد احترام بود و در اوستا چند بار از
او به عنوان حیوانی عزیز سخن رفته است و در روایات هست که کورش در بیابان از سگی
شیر خورد .
همان گونه
که سگ در این جهان یار و پاسبان آدمی است ، در جهان دیگر هم دو سگ مینوی به
پاسبانی پل چینود ( صراط ) گماشته شده اند که به روایت بندهشن ، روان درگذشتگان را
راهنمایی می کنند . در وندیداد آمده است که یک دختر زیبا که به همراه او دو سگ هستند روان پارسا را تا بهشت
راهنمایی می کند . هرکس در این جهان به سگ نیکی کند ، سر پل چینود به او کمک خواهد
کرد .
به نقل از
فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی ، دکتر محمد جعفر یاحقی ، انتشارات
فرهنگ معاصر ، 1386
